میهن نیوز-مهران حبیبی؛ چهل روز از پرواز بانویی میگذرد که نامش با مهر، ایمان و خدمت در کوچههای حسینیه اعظم زنجان گره خورده بود؛ بانویی که اهالی محل او را نه صرفاً با نام شناسنامهای، بلکه با عنوان صمیمانه و محبوب «مَمجان» میشناختند؛ مادربزرگی که سالها در جوار حسینیه اعظم زیست و همسایگی با سیدالشهدا(ع) را بزرگترین افتخار زندگی خود میدانست.
حاجیه خانم زکیه آسیابی، بانوی مؤمن و پرهیزکاری که عمر خویش را در سایه محبت اهلبیت(ع) و خدمت به مردم سپری کرد، امروز در چهلمین روز شهادتش، بار دیگر یاد و خاطرهاش در دلهای مردم زنجان زنده شده است.
بامداد یازدهم فروردین، هنگامی که رژیم کودککش و جنایتکار صهیونیستی با حمایت مستقیم آمریکا، آتش کینه و تجاوز خود را بر حریم حسینیه اعظم فرود آورد، گمان نمیکرد که این خاک، سرزمین مردمانی است که درس ایستادگی را از مکتب عاشورا آموختهاند. آنان نمیدانستند که یاران حسین(ع)، در هر عصر و زمان، همچنان استوار و سربلند چون سرو میایستند و شهادت را نه پایان راه، که آرزوی دیرین خود میدانند.
«مَمجان» یکی از همین دلدادگان مکتب عاشورا بود. بانویی که سالها با رنج بیماری دستوپنجه نرم کرد، اما هیچگاه قامت صبر و استقامتش خم نشد. چهره مهربانش مأمن دلهای خسته و دعای خیرش بدرقه راه همسایگان بود. خانه قدیمی و باصفایش که درست روبهروی حسینیه اعظم قرار داشت، سالها شاهد اشکها و زمزمههای عاشقانه عزاداران حسینی بود.
اما در آن صبح تلخ و خونین، هنگامی که آتش دشمن بر قلب محله فرود آمد، خانه «مَمجان» نیز در میان آوار و ویرانی فرو ریخت. او که عمری را با صبوری و ایمان سپری کرده بود، در واپسین روزهای حیات خویش نیز سهم خود را از رنج و مظلومیت این سرزمین برداشت و پس از روزهایی تحمل درد و جراحت، بر اثر شدت آسیبها و شرایط جسمانی، به کاروان شهیدان پیوست.
شهادت این بانوی سالخورده، سند دیگری بر ماهیت جنایتکارانه رژیمی است که حتی حرمت سالمندان، زنان و غیرنظامیان را نیز پاس نمیدارد و در سایه حمایت قدرتهای استکباری، دست خود را به خون بیگناهان آلوده میکند. اما تاریخ بارها نشان داده است که خون مظلومان، نهال مقاومت را تنومندتر میسازد و یاد شهیدان را جاودانه میکند.

امروز،دوشنبه ۱۸خرداد در چهلمین روز شهادت حاجیه خانم زکیه آسیابی، مردم زنجان نه فقط یاد یک مادربزرگ مهربان، بلکه خاطره بانویی از تبار صبر و ایثار را گرامی میدارند؛ مادری که در جوار حسینیه اعظم زیست، با عشق اهلبیت(ع) نفس کشید و سرانجام در قامت سروی استوار، به دیدار معبود شتافت.
نام «مَمجان» همچنان در کوچههای حسینیه اعظم جاری است؛ نامی که با مهر، ایمان، مقاومت و شهادت پیوند خورده و در حافظه مردم این دیار ماندگار خواهد ماند.
