میهن نیوز-یادداشتی از سعید نیازی فعال اجتماعی در پاسخ به کسانی که با بی شرمیِ تمام برای رئیس جمهور پزشکیان آرزوی مرگ می کنند.
حضراتِ زنبیلبهدستِ عرصه سیاست!آقایانِ همیشه طلبکار از ملت!و ای بحران زی هایی که سالهاست نان خود را در خونِ بحران ترید میکنید و حیات سیاسیتان را در آرزوی مرگ این و آن میجویید!
مخاطب این چند سطر، شما اقلیتِ پرگو، پر سر و صدا و تشنه قدرتی هست که امروز، با سنگر گرفتن در پشتِ واژه های انقلاب و ولایت و در کمال وقاحت و بیشرمی، در پشت تریبونهای رسمی و غیررسمی و خلوتهای کینهتوزانهتان، برای مرگ یا استعفای رئیسجمهورِ قانونی این کشور ثانیهشماری میکنید.
بگذارید صریح، بیتعارف و با همان لحنی که لایق ادبیات باجگیرانه شماست با شما سخن بگوییم:
شما چند درصد این مردم هستید که ادعایی خدای می کنید، مگر شما نبودید که حتی در انتخابات چهاردهم ریاست جمهوری با این که بالای ۵۰ درصد از مردم در انتخابات شرکت نکردند اما باز هم به اقلیتِ رای دهندگان باختید. با کدام پشتوانه، خود را مالکِ مُطلق این خاک و قیمِ برحقِ این ملت میدانید؟ واقعا شما چند درصد این مردم هستید؟ ( البته دور از محضر آن طیف از بزرگوارانِ با شخصیتی که به دکتر پزشکیان رأی ندادند اما اهل منطق و اخلاق هستند).
با یک «پررویی نجومی» و وقاحتی بیمرز، نسخهای تمامیت خواهانه برای ملت می پیچید؛ فرمولی که بوی دیکتاتوری مطلق از آن به مشام میرسد:
در سر، رویای مرگ و استعفای رئیسجمهور را میپرورانید تا صندلی خالی شود، و با زبانِ بی زبانی، ملت را تهدید میکنید که یا نباید پای صندوق بیایید، یا اگر آمدید، باید به ما رای بدید؛ و الا روزگارتان را با برچسبهای تکفیری سیاه میکنیم!
سالهاست که با همین حربه، هر صدای مخالفی را خفه کردهاید. کارخانه برچسبزنی شما بیوقفه کار میکند: هر که با سلیقه شما نخواند، میشود «خائن»؛ هر که کارآمدتر از شما باشد، میشود «نفوذی»؛ هر که مورد اقبال مردم قرار گیرد، میشود «فاسق» و «ضدولایتفقیه»!
اما بشنوید و به گوش بگیرید:
این حنا دیگر رنگی ندارد! آنقدر واژههای مقدس را خرجِ منافع جناحی و باندی و قبیلهای خود کردهاید که دیگر کسی برای تهدیدها و تکفیرهای شما تَره هم خُرد نمیکند. وقتی شما با این کارنامه سیاه سرسپردگی به صندلی، خود را نماد «انقلابیگری» معرفی میکنید، جامعه با صدای بلند فریاد میزند که ما این انقلابیگریِ ریاکارانه را نمیخواهیم! اگر انقلابی بودن یعنی آنچه شما به نمایش میگذارید، پس ضد انقلاب بودن بهترین انتخاب و افتخار است.
امروز نقاب از چهرهتان افتاده است. همگان فهمیدهاند که:
درد شما درد دین نیست؛ درد شما درد صندلی پاستور است همان گندمی که جو هم نخواهد شد!
درد شما درد ولایت نیست؛ درد شما درد قدرت است!
۲۰ سال است که زنبیل به دست در صفِ قدرت و ریاست جمهوری ایستاده اید و ۲۰ سال است از مردم نه می شنوید اما مگر از رو می روید. دو دهه است که با لابیگری، با پروپاگاندای رسانهای، با لشکر سایبری و با تولید کینه و نفرت، تلاش کردهاید خود را به این کشور تحمیل کنید؛ اما هر بار که صندوق رأی به میان آمد، سیلیِ سختِ «نه» را از این ملت خوردید.
مردم به چه زبانی باید بگویند که شما و تفکر انسدادآفرینتان را نمیخواهند؟
سوزشِ امروز شما از جای دیگری است؛ مخالفت با مذاکره بهانه است، خون خواهی رهبرِ شهید انقلاب بهانه است، بساطِ بیستساله شما بههم خورده است! شما که زمین بازی را چیده بودید و با حذف رقبا، خود را پیشپیش برنده میدانستید، با وساطت و تدبیر رهبر شهید انقلاب در تأیید صلاحیت دکتر پزشکیان، ناگهان بازی را باختید.
نظام ثابت کرد که اسیر انحصارطلبی یک حلقه خاص نخواهد شد و این همان داغِ بزرگی است که بر پیشانی شما حک شده است.
حالا، در اوج عجز و درماندگی، آرزوی مرگ رئیسجمهور را میکنید؟ تف بر این بی شرمیِ سیاسی!
یادتان رفته است؟ همین چندی پیش با شهادت جانکاه آقای رئیسی، گمان می کردید که نوبتی هم که باشد نوبت شماست و میوه قدرت خودبهخود در دامان شما میافتد، اما دیدید که ساختار کشور محکمتر از آرزوهای پوشالی شماست. امروز هم بدانید:
همانطور که با شهادت آقای رئیسی قدرت دست شما را نگرفت، با مرگ یا استعفای رئیسجمهور فعلی هم چیزی دستگیر شما نخواهد شد!
این ملت و این انقلاب، نردبان جاهطلبی شما نیستند. اگر رویای اداره این کشور را تنها از مسیر مرگ رقیبان، حذف صندوقها و ارعاب مردم میبینید، یک پیشنهاد واضح برای شما داریم:
به فکر کشور دیگری برای ریاستجمهوری باشید! چرا که در ایرانِ امروز، مردم (ملت)، بساط باجخواهی شما را جمع کردهاند و این مردم هرگز به عقب برنخواهند گشت.
ان شاءالله رئیسجمهور عزیز ما با حمایت های مقام معظم رهبری مسیرِ (اول ایران) را با قدرتِ تمام پیش خواهند رفت. مطمئن باشید اگر کار به انتخابات جدید برسد پزشکیان با رأیی شگفت آور هم چنان رئیسجمهور باقی خواهد ماند.
والسلام علی من اتبع الهدی
